تبليغاتX
شهیدعلی اکبر محمد حسینی - خاطرات کردستان وعملیات سومار

شهیدعلی اکبر محمد حسینی

آثار و زندگی شهید علی اکبر محمد حسینی

خاطرات کردستان وعملیات سومار

خاطرات اعزام به کردستان از سیداکبرعلوی

"اواخر سال ۵۸ یا اوایل سال۵۹ ، مسئله کردستان بطور جدی پیش آمد ، در آن موقع علی اکبر محمد حسینی و عده ای دیگر حدود ۳۰الی ۴۰نفر، رسماً در سپاه نبودند ولی همه در رفتن به کردستان مصمم بودند ، در خرداد سال ۵۹ وقبل از شروع جنگ تحمیلی در پادگان قدس که آن  موقع در چهار راه امام جمعه بود  طی یک دوره  کوتاه آموزشی یک ماهه به  کرمانشاه و از آنجا به مهاباد رسیدیم ، آنجا گفتند حضور شما در کامیاران بیشتر ضرورت دارد ، همگی عازم کامیاران شدیم . "

در کامیاران اوضاع شهر بی نهایت خراب و وحشتناک بود و دموکراتها هر روز در خیابان ها سه یا چهار نفر از افراد بسیجی را می کشتند ، به محض دیدن پاسداران ،آنها را می کشتند ، در سنندج زنها با وضع زننده ای و بدون لباس در مقابل پاسدارها ظاهر می شدند و دریک لحظه ضربه می زدند ، وضع بی نهایت نا امن بود ، در کامیاران مسئول گروه شیخ حسن جعفری بود ، طلبه ای درلباس بسیجی و محمود اخلاقی که در آن حال و احوال نماز شب می خواند . »

این گروه ۴۰ نفره(شهید محمود اخلاقی ، شهید اکبر محمد حسینی ، شهید علی آقا ماهانی ، شهیدمحمد نگارستانی ، شهید سیف الدینی ، شهید محمد علی فتحعلی شاهی ، شهیدناصر فولادی، شهیدمحمود یوسفیان،شهید سیدرسول هاشمی) از سپاه  کرمان و رفسنجان وقتی وارد کامیاران می شوند ، تحت امر سپاه کامیاران قرار می گیرند و به پیشنهاد فرمانده وقت سپاه کامیاران بعداز ۲۵ روز ،گروه ۴۰ نفری از کامیاران به تپه گازرخانی  منتقل می شوند ، اهمیت تپه گازرخانی که درمسیر جاده سنندج و کامیاران قرار دارد چنان است که اگر افراد کومله و دموکرات بر آن تسلط پیدا می کردند ، امنیت شاهرگ ارتباطی سنندج و کامیاران به خطر می افتاد .  

تپه گازرخانی از نظر سوق الجیشی مشرف است بر یک دشت وسیع و بر تپه های مجاور ، چند شب قبل کومله ها با بالا آمدن از تپه ، عده ای از بچه ها را شهید وسربریده بودند ، بنابراین می توانیم از حساسیت محل مأموریت این گروه آگاه شویم ، در هر حال با پایان یافتن مأموریت ، گروه چهل نفری به کامیاران و سپس به کرمانشاه مراجعت می کنند .

در همین حال یکی از فرماندهان سپاه کرمانشاه در مورد نیاز جبهه ها به نیرو سخنانی ایراد کرد واز بچه ها خواست که در صورت امکان مدتی به جبهه عزیمت کنند ، که نهایتاً 9 نفر داوطلبانه عازم سومار می شوند و عده ای از آنها به کرمان می آیند.

 و درچادری بر فراز تپه ای دور از سومار و در کنار رودخانه مشرف به جاده اصلی سومار استقرارمی یابند .

علی اسماعیل زاده گوشه هایی از آنچه را که برآن گروه گذشته بیان می کند :

« دوم یا سوم محرم بود که به خط مقدم رسیدیم ، علی آقاماهانی بصورت شورا بعنوان فرمانده انتخاب شد ، در آن زمان بقدری بی تجربه بودیم که وقتی گلوله خمپاره  بالای سرمان منفجر می شد به جای اینکه بنشینیم و کلاه آهنی را بر سر داشته باشیم ، روی زمین دراز می کشیدیم که احتمال ترکش خوردن را بیشتر می کرد . »

وقتی پرسنل ارتش که نزدیک آنها بودند از تحویل مقداری گلوله خودداری کردند ،چگونه شبانه تعداد ۲۰۰۰ تیر گلوله و آر پی جی از آنها برداشتند و بعد از شناسایی ای که با همراهی شهید محمد حسینی انجام داده سخن می گوید :

« دلم می خواست قیافه عراقی ها را ببینم ، محمد حسینی رفت بالا و داشت عراقی ها را نگاه می کرد ، من هم رفتم بالا و نگاه کردم . »

به این ترتیب گروه کرمانی  آماده انجام عملیات می شود ، مصیبی در مورد هدف عملیات می گوید :

« به ما دستور دادند در صبح عاشورا به خاطر متوجه کردن دشمن از جبهه جنوب به جبهه غرب تظاهر به تک کنیم . »

شرح عملیات روز عاشورا را از زبان شهیدناصر فولادی و شهیدمحمد نگارستانی می شنویم :

« تعدادی از تانک ها و نفربرهای ارتش را در پائین تپه زده بودند و ارتشی ها در لابلای سنگ ها و پشت تانک ها پنهان شده بودند و قدرت حرکت نداشتند ، حتی گروهی از آنها می خواستند تسلیم شوند ، قرار بود از کنار رودخانه ای که بین خط خودمان و خط عراق بود حرکت کنیم ، خط صاف بود و عراقی ها دید کامل داشتند ، حدود نیم ساعت طول کشید تا این ۱۰۰ متر طی شد ، عراقی ها مرتب تیراندازی می کردند ، بعد میگ عراقی آمد و منطقه را بمباران کرد ، هلی کوپترهای عراقی راکت می انداختند ، زیرآتش شدید توپخانه دشمن بودیم ، تانک های عراقی گلوله مستقیم می زدند . »

بعد ازاینکه محمدنگارستانی درمورد برگزاری نمازجماعت درمیان آتش و گلوله شرح می دهد ،ناصرفولادی ادامه عملیات دربعدازظهرعاشورا را پی می گیرد :

« بعد از نماز از توی آب رد شدیم ، از پشت و روبرو امکان عبور و بالا رفتن نبود ، از بغل عراقی ها رد شدیم و جائی را که مشرف به سنگر عراقی ها بود انتخاب کردیم ، شهیدسید رسول هاشمی تیر بارش را گذاشت و شروع به تیراندازی کرد ، که تیر بار گیر کرد ، چند نارنجک برداشت و حمله کرد ، عراقی ها هم تیراندازی کردند ، شهیدعلی  ماهانی اولین فردی بود که جلو رفت و ضامن یک  نارنجک را کشید و در سنگر عراقی ها انداخت و از همان سنگر تیری به فک او خورد ، تیری هم به گلوی اسماعیل زاده خورد و یک تیر هم بدستش اصابت کرد ، محمود اخلاقی یک سنگر را منفجر کرد ، عراقی ها شروع به فرار کردند ، محمود به زانو نشست و عراقی ها را به رگبار بست ، محمود یوسفیان که بسیار پیشروی کرده بود از ناحیه صورت مورد اصابت چند گلوله کالیبر ۵ تانک قرار گرفت و شهید شد و محمود اخلاقی هم وقتی تصمیم داشت با نارنجک ، تفنگی تانک را منفجر کند هدف قرار گرفت و به شهادت رسید . »

از گروه 9 نفره که عازم سومار شدند ، فقط دو نفر زنده مانده اند ، با هم به تاریخ و محل شهادت هفت نفر نظری خواهیم داشت :

شهید محمود اخلاقی در تاریخ ۲۷/۸/۵۹ در سومار شهید شد .

شهید محمود یوسفیان در همان تاریخ و همان محل به شهادت رسید .

شهید محمد نگارستانی در تاریخ ۸/۹/۶۰در عملیات طریق القدس  شهید شد .

شهید اکبر محمد حسینی در تاریخ ۱۲/۹/۶۰ در عملیات طریق القدس در پل سابله به شهادت رسید .

شهید ناصر فولادی در تاریخ۳/۳/۶۱ در عملیات بیت المقدس آزاد سازی خرمشهر شهید شد .

شهید علی ماهانی در تاریخ ۸/۸/۶۲ در شهر مهران در عملیات والفجر ۳ به شهادت رسید .

شهید سید رسول هاشمی هم مدتی بعد از شهادت محمود اخلاقی به شهادت رسید
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:53  توسط   |