تخصص وتعهد درآخرین دستنوشته های شهید(سوسنگرد)
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
تا قبل از اینکه به کردستان یا به جبهه بروم همیشه در فکر تخصص بودم، پیش خود می گفتم که اگر آدمی یا کسی به عنوان عمل کننده بخواهد کاری بکند باید در آن زمینه باید صاحب تجربه باشد تا بتواند به نحو احسن آن کار را انجام دهد ولی بعد از عاشورا سال ۵۹ با شهید شدن برادر عزیزم محمود اخلاقی که لحظه ای از حرکات و گفتار و کردار او را نتوانستم به مرحله اجراء در زندگی روزمره خویش قرار بدهم و اما بعد از شهید شدن ایشان بود تغییری کلی در فکرم بوجود آمد نظر م در مورد متخصص بودن عوض شد چون به چشم خویش قدرت یاری خداوندی را دیدیم .
بعد از گذشتن این ماجرا در عملیاتهای دیگر درسهای دیگر گرفتم و همه ی آنها برایم درس بود و به این مرحله رسیدیم که یقین کامل پیدا کردیم که این جنگ یک آزمایش برای ما ملت است .
آنهایی که به جبهه ها می آیند مثل کسانی هستند که به دانشگاه میروند اینجا میدان پس دادن امتحان است اینجا به خود رسیدن و از خود گذشتن است اینجا مبازره با هوای نفس است اینجا برای خدا مبارزه کردن است برای ساختن اینجا بهترین میدان است اینجا کسانی را می بینی که هرگز در شهرها نمی توانی ببینی . پدرانی را می بینی که با از دست دادن فرزندان خود و آواره شدن خانواده خود، باز در میدان مبارزه می خروشند و دیگران را دلداری می دهند و من هر بار که شهید را می بینم احساس مسئولیتم در مقابل خون پاکشان بیشتر می شود. دیگر دلم نمی خواهد که به شهر خودم برگردم و بیاد یکی از شهیدان که چنین گفته بود. " زمانی به خانه می آیم که با خانواده ام به کربلا بروم ".
دستخط شهید از دفتر یادداشت که در موزه دفاع مقدس کرمان
نگهداری می شود.


